(شماره ثبت : 26161)

 

مقاله برگزیده


حدیث غدیر از نگاه اهل سنت


عید غدیر
یکی از وقایع مهم تاریخی که در سال دهم هجری اتفاق افتاد واقعه غدیر بوده است که در این مقاله به نگاه اهل سنت به حدیث غدیر پرداخته می‌شود.

شعر وصف غدیر


علی امامنا و امام لسوانا، اتی به التنزیل
یوم قال النبی من کنت مولا ه فهذا مولاه، خطب جلیل
ان ما قاله النبی علی الامة حتم، ما فیه قال و قیل (شعر از ابوالقاسم قیس بن سعد بن عباد انصاری، به نقل ازالغدیر، ج صفر، ص۲۴۱.)

زمان و مکان غدیر


زمان: ظهر پنج شنبه، هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری.
مکان: میانه راه مکه و مدینه در نزدیکی جحفه، در منطقه‌ای به نام غدیر خم.

جریان غدیر


کاروانیان از حج وداع رسول خاتم باز می‌گردند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به منطقه‌ای به نام «غدیر خم» رسیدند، ناگهان فرشته وحی نازل شد و پیام آورد؛
«بلغ ما انزل الیک». (هر سه آیه مورد استناد، همین آدرس را دارد.)
حضرت امر فرمودند؛ کاروانیان توقف کنند، پیکی فرستادند تا آن‌هایی که رفته‌اند بازگردند، زمین بسیار گرم شده بود و آفتاب، گرمای طاقت فرسائی را بر حاجیان تحمیل می‌کرد. همه از خود می‌پرسیدند؛ چه امر مهمی پیش آمده که حضرت چنین فرمانی داده است. راستی چه چیزی است که ایشان از بازگو کردنش ترس دارد، که خداوند فرمود:
«و الله یعصمک من الناس»
و پیغام رسید:
«و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک»
«اگر آن را بازگو نکنی، رسالتت را به انجام نرسانده‌ای»
وقتی همه جمع شدند، نماز به جماعت برپا شد، جماعتی در حدود یکصدهزار نفر. حضرت دستور دادند تا از جهاز شتران، منبری درست کنند، ایشان بر بالای آن منبر رفته و خطبه‌ای بلیغ ایراد فرمود. سپس فرمان داد، تا حضرت علی (علیه‌السّلام) هم بالای منبر برود. دستان علی (علیه‌السّلام) در دستان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)قرار گرفت؛ رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آنقدر دستان او را بالا برد؛ که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد. عذر همگان برطرف شده بود، همه این صحنه را دیدند. آنگاه فرمود:
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
«هر که من مولای اویم؛ این علی مولای اوست.»
و سپس دعائی در حق او فرمود. جماعت فریاد زدند:
«الحمدالله الذی فضلنا علی العالمین»؛ سپاس خداوندی را که ما را بر عالمیان برتری بخشید. همه، به فرمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جهت بستن بیعت، تبریک گویان به سمت خیمه حضرت امیر (علیه‌السّلام) رفتند، حتی زنان هم مامور شدند که با ایشان بیعت ببندند، شیخین که بسیار خوشحال بودند فریاد برآوردند:
«بخ بخ! یا علی! امسیت مولی کل مومن و مومنته».
برتو مبارک باد یا علی! که اکنون، مولای تمام مردان و زنان مومن شدی.
ادامه

 

مقاله برگزیده کتبی‌شدن حدیث غدیر توسط پیامبر‌ - اللهم اجعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابیطالب
نظر بدهید 

مقاله برگزیده

 

کتبی‌شدن حدیث غدیر توسط پیامبر‌


پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در روز غدیرخم طبق دستور خداوند، امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را به خلافت بعد از خود معرفی فرمودند. اما پیامبر جدای از اعلان رسمی ولایت حضرت علی (علیه‌السّلام) در غدیر و...، اقدام به ثبت کَتبی آن هم نموده و در کتب حدیثی و تاریخی به ثبت رسیده است.
 

مکتوب بودن ولایت ائمه


ایشان ولایت حضرت علی و دیگر ائمه (علیهم‌السّلام) را مکتوب هم کرده‌اند: حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جدای از اعلان رسمی ولایت حضرت علی (علیه‌السّلام) در غدیر و...، اقدام به ثبت کَتبی آن هم نموده و در کتب حدیثی و تاریخی به ثبت رسیده است.
هم واقعه غدیر در تاریخ به عنوان مکتوب ثبت شده و هم افرادی در مورد آن شعر سروده و آن را در شعر ماندگار کرده‌اند بلکه در مورد امامت ائمه (علیهم‌السّلام) از طرف خداوند متعال لوحی بر پیامبر گرامی او نازل شده است.
شیخ صدوق (رحمة‌الله‌علیه) در کتاب کمال الدین نقل می‌کند:
ابونضره گوید: وقتی امام باقر (علیه‌السّلام) محتضر شد فرزندش امام صادق (علیه‌السّلام) را خواند و بدو وصیّتی کرد، آنگاه برادرش زید بنعلیّ بن حسین به او گفت: اگر تمثال حسن و حسین را درباره خودت و من تصویر می‌کردی امیدوار بودم که منکری را مرتکب نشوی، امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: ‌ای ابوالحسن! امانات به تمثال نیست و عهد و پیمان‌ها به تصویر و تمثیل نیست، بلکه آنها اموری هستند که بر حجّت‌های الهی سبقت دارد، سپس جابر بن عبداللّه را خواند و به او فرمود: ‌ای جابر! آنچه را که در آن صحیفه دیدی برای ما بازگو، جابر گفت: ‌ای ابا جعفر! به روی چشم، بر مولای خود فاطمه زهرا (علیهاالسّلام)وارد شدم تا ولادت حسین (علیه‌السّلام) را تهنیت گویم که بناگاه صحیفه‌ای در دست آن حضرت دیدم که از درّه بیضا بود، گفتم: ‌ای سرور زنان! این صحیفه‌ای که در دست شما می‌بینم چیست؟ فرمود:
اسامی ائمّه از فرزندان من در آن است، گفتم: آن را به من بدهید تا در آن بنگرم، فرمود: ‌ای جابر! اگر منهی نبود چنین می‌کردم، ولی نهی شده است که جز پیامبر و یا وصیّ پیامبر و یا اهل بیت پیامبر به آن دست بزند، ولی به تو اجازه داده می‌شود که از رویش آن را بنگری و بدانی.
جابر گوید: آن را خواندم و در آن نوشته بود:ادامه

 اللهم اجعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابیطالب علیه السلام

 
نویسنده : خادم
 
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۸
 
زمان : 16:10
مقاله برگزیده ولایت معنوی
نظر بدهید 

مقاله برگزیده

ولایت معنوی


ولایت معنوی یا ولایت تکوینی به معنای این است که انسان در اثر پیمودن صراط عبودیت به مقام قرب الهی نائل می‌گردد و در اثر وصول به مقام قرب، مسلط بر ضمائر و شاهد بر اعمال و حجت زمان می‌شود. ولایت معنوی یکی از اقسام ولایتی است که شیعیان برای ائمه اطهار (علیهم‌السلام) قائل بوده و بالاترین درجه ولایت به شمار می‌رود.
 

بالاترین مراحل ولایت


ولاء تصرف یا ولاء معنوی بالاترین مراحل ولایت است. سایر اقسام ولایت یا مربوط است به رابطه قرابتی با رسول اکرم بعلاوه مقام طهارت و قداست شخصی اهل بیت، یا مربوط است به صلاحیت علمی و یا اجتماعی آنها. آنچه به نام ولایت در غیر ولایت معنوی نامیده می‌شود از حدود تشریع و قرار داد تجاوز نمی‌کند گو اینکه ریشه و مبنا و فلسفه این قرارداد صلاحیت علمی یا اجتماعی است، اما ولایت تصرف یا ولایت معنوی، نوعی اقتدار و تسلط فوق‌العاده تکوینی است. اول باید ببینیم ولایت تصرف چه معنی و مفهومی دارد و مقصود معتقدین چیست؟
 

مقصود از ولایت تکوینی


نظریه ولایت تکوینی از یک طرف مربوط است به استعدادهای نهفته در این موجودی که به نام انسان در روی زمین پدید آمده است و کمالاتی که این موجود شگفت بالقوه دارد و قابل به فعلیت رسیدن است، و از طرف دیگر مربوط است به رابطه این موجود با خدا. مقصود از ولایت تکوینی این است که انسان در اثر پیمودن صراط عبودیت به مقام قرب الهی نائل می‌گردد و اثر وصول به مقام قرب - البته در مراحل عالی آن - این است که معنویت انسانی که خود حقیقت و واقعیتی است، در وی متمرکز می‌شود و با داشتن آن معنویت، قافله سالار معنویات، مسلط بر ضمائر و شاهد بر اعمال و حجت زمان می‌شود. زمین هیچگاه از ولیی که حامل چنین معنویتی باشد، و به عبارت دیگر، از انسان کامل خالی نیست.
 

← فرق ولایت تکوینی با غیر تکوینی


ولایت به این معنی غیر از نبوت و غیر از خلافت و غیر از وصایت و غیر از امامت به معنی مرجعیت در احکام دینی است، غیریتش با نبوت و خلافت و وصایت، واقعی است و با امامت، مفهومی و اعتباری.
مقصود از اینکه غیریتش با نبوت و خلافت و وصایت، واقعی است این نیست که هر که نبی یا وصی یاخلیفه شد «ولی» نیست، بلکه مقصود این است که نبوت و همچنین وصایت و خلافت، حقیقتی است غیر از ولایت، و الا انبیاء عظام، خصوصا خاتم آنها، دارای ولایت کلیه الهیه بوده‌اند.
و مقصود از اینکه غیریتش با امامت، اعتباری است این است که یک مقام است، به اعتباری امامت و به اعتبار دیگری ولایت نامیده می‌شود. کلمه امامت در بسیاری از تعبیرات اسلامی در مورد همین ولایت معنوی به کار رفته است. مفهوم امامت مفهوم وسیعی است. امامت یعنی پیشوایی. یک مرجع احکام دینی پیشواست، همچنانکه یک زعیم سیاسی و اجتماعی نیز پیشواست و همچنانکه یک مربی باطنی و راهنمای معنوی از باطن ضمیر نیز پیشواست.ادامه

 
نویسنده : خادم
 
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۸
 
زمان : 10:56
مقاله برگزیده عید قربان
نظر بدهید 

 

 

کل خبر ها